

خاطرات و داستان هایی از زندگی شهید ابراهیم هادی ، همراه با تصاویر . برگرفته از کتاب « سلام بر ابراهیم 1 ».
شهید بابایی در دوران دانش آموزی چگونه به سرای دار مدرسه کمک نمود.
شهید ابراهیم هادی - اَنتَ ابراهیم هادی
از گوشه ای نگاه کردم . درست فهمیده بودم در زیر نور ماه کاملاً مشخص بود . یک عراقی در حالی که کسی را بر دوش حمل می کرد به ما نزدیک می شد !
شهید ابراهیم هادی - بازی والیبال در مدرسه
خنده ام گرفت . من با تیم ملی والیبال به مسابقات جهانی رفته بودم . خودم را صاحب سبک می دانستم .
شهید ابراهیم هادی و حوزه حاج آقا مجتهدی
سوارش کردم ، بین راه گفتم : چند وقته این پلاستیک رو دستت می بینم چیه !؟ گفت : هیچی کتابه !
شهید ابراهیم هادی و نماز اول وقت
مصداق این حدیث بود که امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند : هر که به مسجد رفت و آمد کند از موارد زیر بهره می گیرد : « برادری که در راه خدا با او رفاقت کند ، علمی تازه ، رحمتی که در انتظارش بوده و ...
چهارشنبه ۱۶ اسفند ۲
شهید ابراهیم هادی - حلال مشکلات
از جبهه بر می گشتم . وقتی رسیدم میدان خراسان دیگر هیچ پولی همراهم نبود . به سمت خانه در حرکت بودم . اما مشغول فکر ؛ الان برسم خانه همسرم و بجه هایم از من پول می خواهند .
دوشنبه ۷ اسفند ۲.png)
.png)
.png)
.png)