به نام خدای شهدا ....
مطالب ، خاطرات و داستانهای شهدا از مدت ها قبل به صورت جسته و گریخته می خواندم و هم چنان این توفیق به لطف خداوند ادامه دارد . از خداوند منّان سپاسگزارم که توانسته ام مدتی از عمرم را با یاد و خاطرات شهدا سپری کنم ، و این مساله برکات زیادی به همراه داشته است .
همیشه دوست داشتم داستانهای زیبای شهدا را که از لا به لای کتابها خوانده بودم و بر صفحه ذهنم نقش بسته بود ، برای دیگران بازگو کنم ، تا آنها نیز بهره مند شوند .
بالاخره این مساله محقق شد و خداوند بزرگ توفیق داد با راه اندازی سایت « شهید و شاهد » بتوانم این مطالب را از طریق بستر فضای مجازی و اینترنت به شما عزیزان و هموطنان خوبم انتقال دهم . هدف از انجام این کار : 1- معرفی هر شهید در یک مقاله و معرفی کتاب و منبع آن می باشد . 2- در سایت « شهید و شاهد » تعدادی از شهدا را یک جا معرفی نموده ایم و علاقمندان یه این حوزه راحت تر می توانند با شهدا و کتاب های منتشر شده دسترسی پیدا نمایند. معمولاً مطالبی خواندنی از شهید پیش روی شما قرار می گیرد که تاثیر گذارتر باشد . 3- عزیزانی که دوست دارند شهیدی را با مطالب خواندنی معرفی نمایند ، می توانند با ما ارتباط برقرار نمایند تا خاطرات آن شهید را در این سایت منتشر نماییم .4- عزیزانی که دوست دارند در این حوزه فعالیت نمایند و دوست دارند بیش از پیش با شهدا باشند با جان و دل از حضور ، فعالیت و همکاری آن ها با سایت « شهید و شاهد » استقبال می نماییم .--- مدیریت سایت - خرداد ماه 1403
داستان شهید ابراهیم هادی برای کودکان - رئیس بد اخلاق -140 -
ابراهیم نامه را از روی میز برداشت و پرسید:
— این نامه چیه نوشتی ؟
آقا رضا گفت:
— این نامه حکم برکناری یه رئیس بد اخلاق و قانون شکن هست که چندین بار گزارش اونو به ما دادند باید اونو از کار برکنار کنیم ! لطفا شما نامه رو امضا کن تا اونو از ریاست فدراسیون برکنار کنیم !
آقا ابراهیم گفت:
— خودت باهاش صحبت کردی؟
— نه، ولی همه همینو میگن!
داستان شهدا -شهید حاج قاسم سلیمانی -
نگرانی ام بیشتر شد، اما چارهای نداشتم. باید میرفتم. در راه، با خودم فکر میکردم نکند خوب عمل نکنم و جلوی سردار و فرمانده گروه شرمنده شوم. اما ناگهان فکری به ذهنم رسید. با خودم گفتم:...
از بخش « وبلاگ ها » قسمت « کودک و نوجوان » آن را بخوانید
شهیده « معصومه کرباسی » -
پدر شهیده کرباسی می گوید : هنگامی که دخترم در مورد ازدواجش با من صحبت کرد و نظرش را متوجه شدم که می خواهد با آقای رضا عواضه که لبنانی بود ازدواج کند ،با توجه به اینکه شهیده خواستگارهای زیادی داشت ، و من از وضعیت جغرافیائی و سیاسی لبنان مطلع بودم به دخترم گفتم : لبنان یک منطقه جنگی است و درگیر جنگ ، مرتب زیر آتش و موشک دشمن می باشد. ولی دخترم در جواب گفت :
من می خواهم با « آقای رضا عواضه» ازدواج کنم چرا که او باعث رشد من خواهد شد.
شهید سید مرتضی دادگر - شهید ی که قرض مرا ادا کرد. -
شهید سید مرتضی دادگر ، شهیدی از استان مازندران و شهرستان ساری است . این شهید عزیز 9 سال پس از شهادتش توسط گروه تفحص شناسائی شد و به زادگاهش انتقال داده شد. ماجرای ادای قرض فردی که او را شناسائی کرده بود ، انسان را به آیات قران بیشتر معتقد می کند.
با جستجوی « شهید سید مرتضی دادگر ، شهیدی که قرض مرا ادا کرد » در « سایت شهید و شاهد » از این ماجرای جالب بیشتر مطلع شوید.
داستان کودکانه شهید ابراهیم هادی -126 -
ابراهیم توی خونه به اعضای خانواده به خصوص به خواهرش کمک می کرد .
ابراهیم همیشه به خواهرش سفارش حجاب می کرد.
او می گفت دختری که حجاب و پوشش مناسبی داشته باشه ، از آرامش خاصی برخوردار هست و خداوند اون رو بیشتر دوست داره .
تمامی خدمات و محصولات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است. .